Kiss me sweet
Take my feelings
Stop me from sweating fear
My sweet nightmares end
I long
I still long
I long
I long so much away - from me - for me
My sweet nightmare ends
Saturnus - I Long
یه سکوت عجیبی وجود داره.
فضا یکم یه جوری شده؛ یه حالت خاصی، یه جورایی معنوی
هدفون توی گوشم، صدای یان تیرسن میاد.
یه آرامش خاصی وجود داره.
ساعت 12:52 شب قدر
2- ا ِ ی رو گرفتیم. بی شدیم! یکی از هدف های زندگی انجام شد. البته مصاحبهش مونده، البته حلّه! حالا ببینیم میشه توی تابستون پی رو بگیریم یا نه. به هر حال امسال باید پی گرفته بشه.
3- حاجی باس سیکس پَک بشه!! حالا ببینیم چی کارش میشه کرد. آخر شهریور حاجی باس سیکس پَک باشه! میفهمی بدبخت؟!
4- کَتیا! آره کَتیا! باید برم تو کارش ببینم چند چندیم. شایدم پروژه ام رو کَتیایی کردم، نمیدونم ولی.
5- گفتم پروژه، آره کم کم باس ببینیم چه جوریاس. به قول معروف "وقت تنگه". یکم اینور انور کنیم ببینیم چه موضوعی پیدا میشه؛ سعی میکنم یه چیز توپول ردیف کنم.
6- بابک، آدم شو، آدم. میفهمی یا بهت بفهمونم؟ آدم شو.
7- یه جا آرکایو میگه: سو فاک یو ا ِنی و ِی.
فعلا
خوابیدم. خواب دیدم. خواب دیدم ناصرخان اومده سر یکی از کلاس هامون، خیلی ناراحت و عصبی بود، از مملکت و همه چی می نالید، منم بهش گفتم ناصرخان بیخیال خودت رو ناراحت نکن.
ساعت شیش و نیم بلند شدم مثل عادت همیشگی با همون حالت خواب آلود گوشی رو برداشتم رو رفتم توی فیسبوک، دیدم خبری نیست. خیالم راحت شد. رفتم توی توییتر یه توییت نوشتم: "ديشب خواب ناصرخان رو ديدم. اومده سر يكي از كلاسها، سر پا بود ولي خسته"
رفتم دانشگاه، حول و هوش ظهر بود، جواد پرسید راستی از حجازی چه خبر؟ گفتم اونم بنده خدا مریضه و همین روزاست که بره، دیشب هم که خوابش رو دیدم.
اومدم خونه. نشسته بودیم. یهو صحبت شد و شنیدم که: "بابک، راستی حجازی هم که مُرد."
گفتم ئه، چی میگید؟ جدا؟
حالم گرفته شد، ساعت 8 شد و اخبار هم خبر رو گفت.
منتظر نود بودم و عادل. شروع شد. دیدم راه نداره باید تنها برنامه رو ببینم. اومدم اینور خیره شدم به تی وی. تصاویر اسطوره میومد و حال ما گرفته تر میشد، کم کم صورتم خیس شد، بالاخره اسطوره ما بود آدم عادی که نبود. خلاصه عادل هم انصافا خوب پوشش داده بود و برنامه اش کاملا احساسی بود.
در کل گرچه دل خوشی از ناصرخان نداشتم (به خاطر بازی با جوبیلیوایواتا و همچنین همون فصل وحشتناک) ولی، خدا رحـــــــــــــــــــــــــمتت کند ای اســـــــــــــــــــــطوره
2- موهای سفید را چه کنیم؟! زود نبود ای خالق
3- _______
4- امتحانات داره شروع میشه، سخته ولی نشدنی نیست. این چند ترم هم تموم بشه ببینیم چند چندیم.
5- موزیک ِ خوب کم شده.
6- نور نیست حس هست، خس نیست نور هست. (درباره آپ کردن وبلاگ در شب)
7- از استاندارد هم زنگ نزدن، البته که چه خوب!